محمد رضا واليزاده معجزى
500
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
محبت بيشتر داود خان كلهر با دختر او ازدواج كند . مقدمات كار فراهم شد و دختر داود خان به عقد شاهزاده درآمد « 1 » روزى كه شاهزاده براى ديدار پدرزن خود به خانه او رفت ضمن هدايايى كه جهت پيشكش به سالار الدوله جلب توجه كرد چند ظرف مملو شبيه به لنگه جاى گندم و حبوبات بود و شاهزاده كه خيال مىكرد شايد گندم يا چيز ديگرى باشد دستى به آنها زده و از داود خان پرسيد : « اينها چيست ؟ " داود خان گفت : « قربان اينها ليره است . » سالار الدوله پرسيد : « چرا آنها را اينجا گذاشتهاى ؟ » داود خان جواب داد : « براى نثار در قدوم مبارك . » شاهزاده و بلافاصله با چاقو يكى از آنها را پاره كرد و ليرهها روى فرش ريخته شد . سالار الدوله نگاهى آميخته با تعجب به آن همه مسكوك طلا افكنده و گفت : « داود خان اينها مال خودتان باشد و حتى يك دانه آن را قبول نكرد . » علت شكست اردوى عظيم سالار الدوله 1 - جبن ذاتى خود سالار الدوله 2 - اشتباه در تعيين خط سير حركت اردو كه بهجاى انتخاب راه قزوين از خط قم و ساوه حركت كردند و علت آن بود كه تجار قزوين سى هزار تومان جمع كرده براى سالار الدوله برده و او را راضى كردند كه از خط قزوين به تهران حمله نكند . 3 - اختلاف ميان سرداران و سركردگان اردو مخصوصا داود خان كلهر و امير اشرف امرايى . بيشتر علت اين اختلاف آن بود كه سواران داود خان مرتكب هتك نواميس مىشدند و اين براى نظر على خان گران بود و به او پيغام داد كه از اين افعال شنيع جلوگيرى كند زيرا ناموس ايرانيان يكى است . 4 - سياست خود سالار الدوله نيز غلط بود و براى جلب محبت سركردگان به هريك از آنها گفته بود ديگرى را در تهران اعدام مىكنم و اين رازها فاش گرديد و سركردگان در كار او جديت نمىكردند . سالار الدوله خود را شاهنشاه لرستان و كرمانشاه و خوزستان و عراق عجم خواند سالار الدوله بعد از شكست از جبهه ساوه كه دستش از سلطنت ايران كوتاه شد و به آمال و
--> ( 1 ) . عقد دختر داود خان كلهر براى سالار الدوله در نتيجه شكست قطعى شاهزاده و خروج او از ايران بالاخره به عروسى منجر نشد .